نخهای ترکیبی را میتوان به روشهای مختلفی طبقهبندی کرد، معمولاً بر اساس ترکیب الیاف، نسبتهای ترکیبی و کاربردهای نهایی{0}}. در مورد ترکیب الیاف، دستههای متداول شامل ترکیبی از الیاف طبیعی و شیمیایی، ترکیبی از الیاف شیمیایی مختلف، و ترکیبی از الیاف طبیعی مختلف (مانند پنبه-پلیاستر، پشم{5}}اکریلیک و ویسکوز{6}}آمیختههای پلی استر است. این روش طبقه بندی اساسی ترین است و به طور گسترده در تولید واقعی و برچسب گذاری بازار استفاده می شود.
بر اساس نسبتهای ترکیب، ترکیبها را میتوان بهعنوان انواع «الیاف غالب- یا انواع «متعادل» طبقهبندی کرد. ترکیبهای{2}}الیاف غالب دارای نسبت بالایی از یک فیبر خاص برای برجسته کردن ویژگیهای اصلی آن هستند-مانند مخلوطهای پنبهای بالا-که بر راحتی تأکید میکنند. از سوی دیگر، ترکیبات متعادل از اجزای الیافی در نسبتهای نسبتاً مشابه تشکیل شدهاند. هدف دستیابی به یک تعادل جامع از ویژگی ها، هماهنگ کردن قدرت، احساس-دست و عملکرد است.
از نظر کاربرد، نخ های ترکیبی به سه دسته اصلی پوشاک، منسوجات خانگی و مصارف صنعتی تقسیم می شوند. ترکیب های پوشاک راحتی و جذابیت زیبایی را در اولویت قرار می دهند. ترکیبات منسوجات خانگی بر قابلیت شستشو و ثبات ابعادی تأکید دارند. و ترکیبات صنعتی بر استحکام، مقاومت در برابر سایش، و الزامات عملکردی تخصصی، مانند خواص ضد شعله یا آنتی استاتیک تمرکز دارند. این روشهای طبقهبندی مختلف با هم ترکیب میشوند تا سیستم جامع نخهای مخلوط را تشکیل دهند.
